X
تبلیغات
رایتل

ندای خاموش

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید

شنبه 17 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 12:14 ق.ظ

سکولاریسم

در حال خواندن نوشته سکولاریسم از علامه جعفری هستم که در تفسیر نهجالبلاغه آمده است. خلاصهای از آنچه که در مورد ظهور سکولاریسم خواندهام را در ادامه مطلب آوردهام. اما در مورد این مطالب نکاتی زیر هم به ذهن خودم رسیده است که در ادامه آوردهام:

همانطور که در ادامه مطلب آورده شده است. کلیسا چهرهای از دین به نمایش گذاشت که به تدریج آن را معارض عدالت و آزادی و علم معرفی کردند. و نتیجه آن منجر شد به ظهور سکولاریسم یا حذف دین از زندگی دنیوی. امروز ما در جامعهای زندگی میکنیم که حکومتی به نام دین در آن برپاشده است. واضح است که این حکومت به هیچ عنوان نمیخواهد آزموده را دوباره بیازماید و به مسیری برود که اربابان کلیسا رفتند و نتیجهاش آن شد که دیدیم. همین مطلب وظیفه تاریخی سنگین این حکومت را بیان میکند ، چراکه اگر به راهی برود که کلیسا در مغرب زمین رفت نتیجهاش پس زدن دین از سوی جامعه خواهد بود که این گناهی است نابخشودنی.

سکولاریسم از یکسو و تحجر و جمود از سویی دیگر هرچند ظاهراً مخالف با هم اما همچون دو تیغه قیچی نتیجه حرکتشان بریدن نهال انسانیت و ارزشهای انسانی شدهاست. و صد البته رهپویان راستین حق و حقیقت همیشه از هر دوسو تحت فشار این دو تیغه بودهاند و تاریخ پر بودهاست از غربت این بزرگان.

امروز در گیرودار فریادهای آزادی طلبانه مردم ایران صداهایی را از بیرون میشنویم که قصد دارند خواست مردم ایران را سکولاریزه شدن جامعه معرفی کنند. دور از انتظار هم نیست. سکولاریزم منتظر است تا ثابت کند یک حکومت دینی دیگر ظهور کرده است که در تعارض با عدالت و آزادی و علم است و این یعنی گذرگاهی خطرناک برای این حکومت. امروز اگر متولیان این حکومت که داعیه دینی بودن آن را دارند و به دنبال این هستند که سکولاریزم را به عنوان دشمن درجه یک این حکومت به مردم معرفی کنند باید بدانند که هر حرکتی از جانب آنها که به این فرضیه که حکومت دینی در تعارض با آزادی ، عدالت و علم است  ، کمک کند ، به منزله آب ریختن به آسیاب دشمن است که اتفاقاً همین را میخواهد. به بیانی دیگر نقطه ضعفهای موجود از هر تاکتیکی که دشمنان اتخاذ میکنند ویران کنندهتر هستند.

بنابراین تنها راه نجات ثابت کردن این نکته است که در جمهوری اسلامی هیج مصلحتی دلیل بر عدالت نورزیدن نیست ، و آزادی و کرامت انسانهای محترم است و بنای کار حکومت بر علم و بینش و اداره امور از سوی شایستگان است. اگر غیر از این بوده باید تا دیر نشده و تا ثمره خون هزاران انسان تباه نشده فکری کرد. برای رخ دادن حوادثی مانند کهریزک ( همه این نوع حوادث ) و ریخته شدن خون هموطنان اگر حکومت به پای مردم بیفتد و از آنها عذرخواهی کند از اینکه در حکومتی دینی چنین حوادثی رخ داده است ، اصلاً ملامتبار نیست که به آموزههای دینی نیز نزدیکتر است و در غیر این صورت پا جای پای کسانی گذاشته است که لباس دین پوشیدند و دیگران آنها را نشان دادند و گفتند به همین دلیل است که میگوییم دین را باید در صنوقچهها و در موزهها نگه داشت.

***************************************************************

 خلاصه مطلبی از علامه جعفری در مورد سکولاریسم

چند نظر که در مورد روابط بین حکومت و کلیسا در زمانهای مختلف ارائه شدهبود:

·         پادشاهان نگاهبانان و حافظین کلیسایند که از طرف خداوند منصوب شدهاند. آنان اجازه داشتند که درباره امور کلیسایی حکم وضع کنند و این احکام از سوی کلیسا به عنوان بخشی از شریعت قلمداد میشد.(کلیسای ارتدوکس شرقی)

·         هنگامی که یک نفر حاکم به هنگام اعمال قدرت خویش ، قوانین اخلاقی را زیر پا میگذارد باید تحت سانسورهای ( سانسور به معنای عیبجویی ، انتقاد ، سرزنش و غیره ) کلیسا قرارگیرد. در آن وقت مردم عادی غیر روحانی نیز میتوانستند او را مورد اجبار و اکراه قراردهند. ( استدلال در مورد قدرت غیر مستقیم پاپ در اموردنیوی – کلیسای کاتولیک رم )

·         قدرتهایی که از طرف عیسی مسیح علیه السلام به سن پیتر و حواریون و از جانب آنها به جانشینان آنها (کشیشان و پاپها) تفویض گردیده ، شامل برتری دنیوی و غایی است. صرفاً به این دلیل که قدرت معنوی به خاطر ماهیت و ذات خود ، مافوق قدرت دنیوی قرارداشت. به اعتقاد وی عیسی مسیح (ع) دو شمشیر به پطر مقدس و جانشینان او عطا کردهبود (انجیل لوقا ، باب 22 ، آیه 38 ) که نمادهای قدرتهای معنوی و مادی بودند. قدرت معنوی در اختیار خود پاپها بود و قدرت مادی را به دیگران تفویض میکردند. ( بونتیفاس هشتم )

·         انجیل خدا باید در قلمرو کلیسا و قانون شریعت وی در قلمرو جامعه حکومت کند. اگر بخواهیم کلیسا را با قانون مذهبی و یا جامعه را با انجیل اداره کنیم قانون و مقررات به قلمرو لطف و فیض الهی و از آن طرف هم احساسات و عواطف را به قلمرو عدالت اجتماعی بردهایم و در نتیجه خداوند را از تخت سلطنت خویش محروم و شیطان را جایگزین او کردهایم. ( مارتین لوتر )

·         ژنو باید به صورت یک تئوکراسی که در آن قدیسین حکومت میکردند درمیآمد. جامعه موعود الهی باید بر مبنای شریعت خداوند ، آنگونه که در کتاب مقدس وحی شدهبود ، بنا میشد. هیچیک از اجزای حیات اجتماعی یا شهری از قلمرو نظارت یا مقررات کالونیستها نباید دور میماند. ( جان کالون )

سه واقعهای که زمینه را برای تفکرات سکولاریسم آماده کرد:

الف) شکست فرضیه امپریالیسم پاپ و در نتیجه بذر ملیت ( ناسیونالیسم ) و حق مالکیت و استقلال ملل ( سوورنته ) کاشته شد.

ب) شکل گیری مخالفت با استقلال پاپ و در نتیجه تکامل فرضیه محدودیت قدرت روحانی و منحصر کردن وظایف آن

ج) مشاجره بین روحانیان بر سر قدرت مطلقه پاپ ، که البته به نفع مخالفان تمام نشد اما رعایای زمامداران سیاسی را به فکر انداخت که قدرت زمامداران با با دو عنصر مشروطیت و حکومت نمایندگی محدود کنند.

اینها منشا سکولاریسم در مغرب زمین بودند که دین را رویاروی و معارض عدالت و آزادی و علم معرفی میکرد. با افراط و تفریط صورت گرفته در ارزشیابی دین انسانیت را زخمی کردند.

ماکیاولی هنگامی که توسل به هر وسیلهای را برای سیاستمدار ، برای حصول به هدف تجویز کرد این زخم عمیقتر شد. سپس با فرضیههای ظاهراً علمی مانند : انتخاب طبیعی ، اصالت قوه ، اصالت غریزه جنسی ، سودپرستی ، لذت گرایی و ... همه ارزشهای انسانی در پای روباه صفتی به نام سیاست قربانی شدند.