X
تبلیغات
رایتل

ندای خاموش

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید

پنج‌شنبه 20 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 12:38 ق.ظ

نمایشگر علم در میان نادان ها

خواندن خطبه هفدهم نهج البلاغه برای من خیلی جالب بود. در این خطبه دو صنف از مردم معرفی میشوند که مبغوض ترین مردم نزد خدایند. کسانی که [رابطه خود را با خدا بریده] و خدا آنها را به حال خود واگذاشته است. صنف دوم کسانی هستند که انبوهی از نادانیها را در خود جمع کرده، در میان نادانان امت برای فریفتن مردم به هرسو میشتابند. در ادامه بخشی از تفسیر مرحوم علامه جعفری از گروه دوم را آوردهام.

 

"کسی است که انبوهی از نادانیها را در خود جمع کردهاست. در میان نادانان امت به هرسو میشتابد."

 

تفسیر:

نخستین اوصاف متصدیان نادان که حمایت از شخصیت و جان و مال مردم را بر عهده می گیرند، این است که برای برخورداری از جلب توجه مردم، همواره سراغ نادانان و بی خردان را می گیرند و در میان آنها پرسه می زنند. با این پرسه زدن دو نتیجه مهم می گیرند:

اول- اینکه توجه و حمایت مردم عامی را که متاسفانه اکثریت چشمگیر را در همه جوامع تشکیل می دهند، به خود جلب می کنند و از این پدیده حق نما به بهانه اینکه مردم مرا می خواهند و خواستن مردم بدون علت نیست، بهره برداری ها می کنند که مهمترین آنها پوشاندن نادانی های خویش است.

دوم- به وجود آوردن رکود و افزودن بر بی خبری های مردم عامی که زمینه بسیار مناسبی برای ادامه پوشش نادانی هایشان است. کلمه "موضع" که در جمله مورد تفسیر آمده است، به معنای شتاب در حرکت است که می توان در این مورد مناسب ترین مفهوم تلقی نمود، زیرا پوشانیدن جهالت و حفظ پوچی شخصیت از آشکار شدن میان مردم، به تردستی ها و سرعت در تکاپو و غنیمت شمردن فرصت ها نیازمند است. شخصیت هایی نادان که برای ابقای خود در جامعه عشق می ورزند، بهتر از همه می دانند که حتی عموم مردم عامی را هم برای همیشه نمی توان فریب داد و احتمال اینکه روزی مشتشان باز شود و پرده از روی جهالت های آنان برداشته شود، عامل رنج دهنده ای است که در عین حال آن شخصیت های نادان را به جست و خیز و تاخت و تاز و پرسه زدن ها گوناگون وادار می کند.بعضی از خوش بینان افراطی گمان می برند:پیشرفت زیادی که در شناخت شخصیت ها نصیب جوامع امروزی گشته است، مجالی به جست و خیز و تاخت و تاز نادان های عالم نما نگذاشته است. مسلم است که این تصور خوش بینانه افراطی است که ناشی از بی اطلاعی از انواع مهارت هایی است که نادان های بسیار هشیار و زیرک دارا هستند. به عنوان نمونه:

1-      اینان می توانند در بیان اطلاعات ناقص خود، قیافه ای را به خود بگیرند که مخصوص دارندگان اطلاعات و تفکرات لازم و کافی است. تنها خود آنها می دانند که در پشت پرده آن قیافه ساختگی چه می گذرد. اگر کسی در تاثیر این قیافه گیری ها تردید کند، سراغ مردم سالوس و فریبکار را در صحنه پهناور جوامع بگیرد و ببیند که بشر چه قدرتی در نمایش قیافه ای که ضد هویت واقعی اوست داراست...

2-      بهرهبرداری ماهرانه از امتیازی که دارد، در راه اثبات اطلاعات و تفکرات قابل قبول در مسائلی که درباره آنها چیزی نمیداند. این پدیده یکی از خسارت بارترین پلیدیهای نادانهای ماهر است که در بدبختی جوامع نقش فراوانی بازی میکند. به عنوان مثال شخصی است که قدرت تحلیل کشاورزی محض یک جامعه را دارد و با این قدرت که خود امتیازی است، یکه تاز میدان هنرهای قدیم و جدید و انواع گوناگون آثار نبوغ آمیز هنری میشود. اگر ماهرتر بوده باشد، یک فیلسوف تمام عیار هم میشود! اگر میدان تاخت و تاز را مناسب دید، شایستگی خود را به منصب قانونگذاری و قضاوت هم اظهار میدارد!!

3-      آشفتگیهایی که در جوامع به جریان میافتد و الگوها و معیارها را در هم میریزند، میتواند فرصت کاملاً مناسبی برای تاخت و تاز نادانهای ماهر بهوجود بیاورند، زیرا محاسبه دقیق و تحلیل و ریشهگیری ادعاها، در موقع آشفتگی از بین میروند و میدانی برای نادانهای فرصتشناس باز میشود و آنان میتوانند مطابق دلخواه خود بهرهبرداری کنند.

4-      در آن هنگام که شخصیتهای شایسته دانش و بینش به اجبار گردانندگان جامعه، یا بهوسیله اختلال در مدیریتها از صحنه جامعه برکنار و محروم از فعالیت شوند، یا عوامل مزاحمی که سرراه آنان ایجاد میشود، فعالیتهای آنان را خنثی نمایند، مسلم است که نادانهای ماهر وارد میدان عمل میشوند و مشغول بازیگریهای خود میگردند.

5-      نادانهای ماهری وجوددارند که میتوانند بی اطلاعی خود را درباره واقعیات، با فعالیتهای هنری بپوشانند، یعنی مثلا با قلم توانا و بیان زیبا خلاف واقعیتها را بهجای واقعیت و حقیقت نمایش بدهند، گاهی این فعالیتهای هنری به قدری نیرومند و جالب است که میتواند نه تنها در طول زندگی نادان ماهر، بلکه در زمانهای طولانی، گروهی از مردم را بفریبد.