X
تبلیغات
رایتل

ندای خاموش

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید

پنج‌شنبه 1 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 03:29 ب.ظ

سپاهیان من

یکی از مواردی که انسان را به فروتنی در مقابل عظمت امام علی علیه السلام وامی دارد، پایبندی امام به تمام اصول الهی و انسانی حتی در سخت ترین شرایط است. در جمله زیر (در خطبه شصت و هشتم) امام سپاه خود را راهنمایی می کند. فکر کردم خوب است که ببینیم امام در سخت ترین صحنه حیات و در جایی که صاحبان قدرت تنها به حفظ آن به هر وسیله ای می اندیشند چگونه بوده است. کسی که قبل از حرکت برای جهاد و پیکار، یکی از دعاهایش این بوده است که " ای خدای محمد، شدت [ درنده خویی ] ستم کاران را از ما بازدار ". تفسیر علامه جعفری از این خطبه بسیار جالب است. بد نیست این جملات را با جملات کسانی که هر گونه ددمنشی و خشونتی را بنا بر مصلحت قرارداشتن در میدان جنگ توجیه می کنند ، مقایسه کنید.


ای گروه های سپاه مسلمین خشیت خداوندی را شعار خود قرار بدهید و لباس آرامش برخود بپوشید.

 

تفسیر علامه جعفری:

سپاهیان من، اینجا میدان جنگ است و صحنه کارزار، ...

هرشمشیری که بر تارک یا بر سینه یک انسان فرومی رود، صدها تفکرات و احساسات و کاخ های آمال و آرزوها و امیدها را فرومی ریزد، و از یک انسان جاندار لاشه ای بی جان در خاک و خون می اندازد، در حالی که صدها چشم در دودمانش به انتظار نشسته از هر کسی سراغش را می گیرند و از هر صدایی که از در خانه در می آید، امیدها و احتمالات در درون آن چشم در انتظارها می جوشد که شاید آن عضو کاروان سفرهولناک هم اکنون باگرد و غبار از راه می رسد ...

جانبازان من، اینجا میدان جنگ است و صحنه کارزار، فقط در این میدان مرگ است که انسان ها همه قوای مغزی و عضلانی خود را جمع آوری نموده و برای نابود کردن طرف و خاموش ساختن چراغ زندگی او بسیج می کنند و همه اصول و قوانین و نیک و بد و باید و نباید و شاید و نشاید را چنان از دیدگاه خود کنار می گذارند که گویی این انسان ها همان موجودات پیش از ورود به عرصه کارزار نبوده اند! بدتر و ناگوارتر و نابخردانه تر از اهمه اینها این مسئله است که پس از ارتکاب هزاران خطای ضدبشری در میدان جنگ، اگر از وی بپرسند که چرا در میدان جنگ آن خطاها را مرتکب شدی؟ بایک قیافه از خود راضی که گویی همه آن خطاها و گناهانش وظایف بسیار بسیار ضروری بوده است، چنین پاسخ می دهد که : میدان جنگ بود می بایست آن کارها را انجام بدهم !! ... خوب دیگر !!! جنگ است و در جنگ نقل و نبات پخش نمی کنند !! اگر یک متفکری ادعا کند که من در مقابل هزاران دلیل که مدعیان پیشرفت انسانیت و تکامل عقلایی می آورند، فقط با یک دلیل، آری فقط بایک دلیل آن هزار دلیل را رد نموده و پوچ بودن همه آنها را اثبات می کنم و آن عبارت است از قیافه ضد بشری انسان ها در میدان جنگ، این متفکر صحیح می گوید و عین حقیقت را بیان می کند و مطلبی را ابراز می کند که تاویل و توجیه آن نابخردانه تر از خود نابخردی بشر در موقع جنگ است.

سپاهیان من، اینجا میدان جنگ است و صحنه کارزار، از هیجانات حیوانی و درنده خویی جلوگیری کنید، از انتقام جویی های ددمنشانه بپرهیزید، کینه توزی های شخصی را فراموش کنید، شما در میدان جنگ و کارزارید، این میدان برای آگاهان و خردمندان یک نام دیگر دارد که هرگز آن را از نظر دور نمی دارند، این نام که متاسفانه در کتاب های لغت پیدا نمی شود و شاید لغت دانان از خجلت و شرمندگی این لغت را در کتاب هایشان نمی آورند، عبارت است از جایگاهی که بزرگ ترین جلوه گاه مشیت خداوند که حیات انسان است از مسیر طبیعی خود کنار افتاده و در گرداب های هولناک گرفتار طوفان هوی و هوس  ها می شود، حق و ناحق و زشت و زیبا و باید و نباید و همه اصول پذیرفته شده انسانی رنگ خود را می بازد و خنثی می گردد و انگیزگی خود را از دست می دهد. این است نام اصلی این میدان که درندگان انسان نما اسم آن را میدان بروز قهرمانی قهرمان ها نامیده اند، و ملاک استحقاق این اسم را بی پروایی درباره همه اصول و قوانین انسانی قرارداده اند!!

پس ای لشگریان من ، آگاه باشید که شما در حقیقت ، در این میدان هولناک رویاروی خدا حرکت می کنید ، و سروکار شما رد این عرصه مرگ زای با عالی ترین جلوه گاه مشیت خداوندی است که حیات انسان هاست ، آرامش خود را از دست ندهید ، به اعصاب خود مسلط شوید و بدانید که شما به این میدان برای نابود ساختن ضدحیات انسان ها وارد شده اید ، نه برای خاموش کردن عالی ترین جلوه مشیت خداوندی که حیات انسان هاست. درک این حقایق و آشنایی امیرالمؤمنین علیه السلام بود که آن جان شناس الهی را وادار می کرد که همواره پیش از جنگ و در اثناء جنگ ارتباط شدید با خدا را فراموش نکند و دائماً در حال نیایش با خدا بوده باشد...