X
تبلیغات
رایتل

ندای خاموش

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید

یکشنبه 2 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 11:42 ب.ظ

قهرمانان راستین

فروم در ادامه بحث موجه نمایی مطلب جالبی آورده است:


"بشر اساساً یک حیوان "گله ای" و گروهی است. اعمال او به وسیله انگیزه غریزی متابعت از یک رهبر و داشتن تماس نزدیک با دیگر حیوانات پیرامون خود تعیین می شود. تا هنگامیکه مایلیم "گوسفند" باشیم و در "گله" بمانیم خطری بزرگتر از قطع این تماس و قرارگرفتن  در انزوا موجودیت ما را تهدید نمی کند. حق و ناحق، درست و نادرست به وسیله "گله اجتماع" تعیین می شود.لیکن ما گوسفند صرف نیستیم بلکه، از خصیصه انسانی خودآگاهی و نیز از نیروی خردی که به سبب طبیعت و خصلت خود جدا و مستقل از "گله" است برخوردار هستیم. اعمال ما ممکن است به وسیله نتیجه تفکرات ما _ قطع نظر از اینکه حقیقت آن مورد قبول دیگران نیز باشد یا نه _ تعیین شود.

شکاف بین طبیعت "گله ای" و طبیعت انسانی ما اساس دو نوع جهت گیری است: جهت گیری بر اساس نزدیکی به گروه و جهت گیری بر اساس منطق. موجه نمایی سازشی است بین طبیعت "گله ای" و استعداد انسانی ما در فکر کردن. نیروی تفکر ما، این اعتقاد را در ما به وجود می آورد که اعمال ما می توانند از زیر آزمایش استدلال و منطق موفق به در آیند. به همین جهت میل داریم که عقاید و تصمیمات غیر عقلایی مان منطقی جلوه کنند. اما تا آنجا که "گوسفند وار" عمل می کنیم منطق راهنمای واقعی ما نیست بلکه، یک اصل کاملاً متفاوت، یعنی وابستگی گروهی، رهنمون مااست.

ابهام فراگرد تفکر، دوگانگی بین منطق و موجه نمایی، مظهر یک دوگانگی اساسی در انسان، یعنی نیاز دوگانه وابستگی و آزادی است.گشایش منطق و تجلی کامل آن به تحقق آزادی و استقلال کامل بستگی دارد. تا زمانی که این امر تحقق نیابد انسان آن چیزی را به عنوان حقیقت خواهد پذیرفت که اکثریت افراد گروهش خواستار آنند.داوری او تحت تاثیر نیاز وی به تماس با گروه و نیز ترس گسستن از آن خواهد بود. معدودی افراد می توانند این جدایی و گسستگی را تحمل کنند و علی رغم خطر قطع پیوندها حقیقیت را بگویند.اینها قهرمانان واقعی نوع بشرند که بدون آنها انسان هنوز در غارها زندگی می کرد."

پی نوشت: بین خودمون باشه، وقتی این مطلب رو می نوشتم یاد محمد نوری زاد بودم .