X
تبلیغات
رایتل

ندای خاموش

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید

سه‌شنبه 26 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 10:19 ب.ظ

زمامدار صالح یا ناصالح

موجودیت انسان یک حقیقت طبیعی محض نیست، بلکه دارای طبیعت ربانی نیز هست که بشر با قطع نظر از آن، محکوم به زیستن در تاریخ طبیعی حیوانی، اما ابعاد متنوع تر است. از این جاست که می توان گفت آن گروه از زمامداران و حکام جوامع، که با امکان شکوفا ساختن هر دو بعد طبیعی و ربانی مردم، آنان را تنها با بعد طبیعی محض اداره کرده اند، قطعاً مرتکب خطا شده اند.

خلاصه این که ما حتماً باید در ماهیت و طبیعت بشر، "آن چنان که هست"، هردو بعد موجودیت او را در نظر بگیریم و استعداد و طبیعت الهی را از قلمرو "آن چنان که هست" حذف نکنیم و این گناه نابخشودنی را، که بشر را در همان طبیعت حیوانی او خلاصه می کند مرتکب نشویم.

سخن جاودانی از امیرالمؤمنین علیه السلام که می فرماید:

"برای مردم زمامداری لازم است خواه نیکوکار و خواه بدکار"

نباید چنین تفسیر شود که حکومت صالح و ناصالح برای مدیریت حیات اجتماعی مردم به طور مطلق مساوی است، بلکه عقلای جامعه، همانگونه که دین الهی دستور می دهد باید نهایت تلاش را برای به وجود آوردن حکومت صالحان انجام بدهند. این یک تکلیف قطعی، جهانی، عقلی، عملی و دینی است که گمان نمی رود حتی یک فرد خردمند که از ماهیت و ارزش های حیات انسان ها و هدف اصلی آن مطلع باشد، آن را انکار کند یا نادیده بگیرد.

البته در صورتی که دسترسی به حکومت صالحان امکان پذیر نباشد، و با هیچ تلاشی امکان چنان حکومتی وجود نداشته باشد، به مقتضای اصل اساسی ضرورت ادامه حیات فردی و اجتماعی، حاکم غیر صالح، به جهت اضطرار، ضرورت پیدا می کند. اگر عدم صلاحیت حاکم در حدی باشد که زندگی انسان های جامعه به جهت احساس اهانت و ذلت شدید به پوچی برسد، در این صورت، برای قیام به نصب حاکم صالح و براندازی ناصالح، تکلیف به تلاش و کوشش شدیدتر می شود. این حکم بدیهی عقل نظری و عقل عملی است.

از کتاب "سکولاریسم یا حذف دین از زندگی دنیوی" از علامه جعفری / ص 80