X
تبلیغات
رایتل

ندای خاموش

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید

چهارشنبه 22 مهر‌ماه سال 1388 ساعت 03:40 ب.ظ

درجه های ایمان

امروز حدیثی شنیدم از امام صادق علیه السلام. ظاهراً حدیث مفصلی است اما من همه جزئیات را نشنیدم. اما از آنجا که این حدیث مرا به شدت تحت تاثیر قرارداد، سعی کردم کلیتی از آن را بنویسم.

در حضور امام صحبت از کسی شد و یک نفر از جمع راجع به او چیزی گفت که به اصطلاح امروز ما معنای " چیزی بارش نیست" را می داد. امام از این سخن برافروخته شدند و گفتند که ایمان ده درجه دارد مثل یک نردبان.

  •  بالا رفتن از این نردبان تدریجی است و نمی توان انتظار داشت که همه به یک باره در بالاترین پله این نردبان قرارگیرند.
  • اگر کسی در پله بالاتری است نباید به خودش اجازه دهد که پایین دستی را تحقیرکند یا اصطلاحاً بگوید چیزی بارش نیست. اگر این طور باشد که بالادستی ها هم باید به خودشان اجازه دهند که با او همین رفتار را داشته باشند و اصلاً اگر این رفتار صحیح بود که خود امامان ما می باید با همه مردم تحقیرآمیز برخورد کنند و حال آنکه رفتار آنها به هیچ وجه اینطور نبود.
  • کسی که بالاتر است باید به کسی که پایین تر است کمک کند تا به درجه بعدی بروند. کمک کند نه اینکه با فشار و اجبار و زور بخواهد این کار را انجام دهد. و اگر این کار باعث شکستن کسی شود مسؤولش خود اوست و باید جبران کند.

چقدر این نگاه زیباست. بعد از شنیدن این حدیث بلافاصله به این فکر افتادم که بیخود نیست که خداوند حق ولایت و حکومت را به چنین کسانی عطا کرده است. وجودهایی روشن از علم خداوندی که تمام زوایای پیدا و پنهان شخصیت های پیچیده انسان ها برایشان آشکار است و با همین نور می توانند جامعه را به سرمنزل مقصود هدایت کنند.

ما به عنوان کسانی که ادعای پیروی از این بزرگان را داریم چقدر به این معنا نزدیکیم؟

  • در مواجهه یک پدر با فرزندی که مانند او درست فکر نمی کند، یا فرایض دینی اش را مثل او به جا نمی آورد، یا مانند او لباس نمی پوشد یا ...
  • در مواجهه یک مهندس کارکشته با نیروهای زیردستش که به تازگی از محیط دانشگاه وارد محیط کار شده اند.
  • در مواجهه یک استاد دانشگاه با دانشجویان پرشور و پرحرارت و منتقد و ...
  • در مواجهه یک حکومت با منتقدین و معترضین و قشرهای مختلف مردم.

چقدر این نگاه را می بینیم که بالاتر باید بپذیرد که رشد تدریجی است و نباید پایین تر را تحقیر کند و باید به رشد او کمک کند و نمی تواند با اجبار او را بهتر کند؟

اگر تحت لوای حکومت چنین کسانی بودیم، آنها ضمن اینکه خود در حد اعلای انسانیت و ایمان و علم بودند، می دانستند که با افرادی با بلوغ فکری متفاوتی مواجهند. در آن حکومت زمینه رشد مردم فراهم می شد و به آنها کمک می شد تا در مسیر رشد قرارگیرند و ابداً اجباری و فشاری در کار نبود که نتیجه آن شکستن و تاب نیاوردن مردم باشد.

درآن حکومت آنهایی که خود را بالاتر می دیدند ( بالاتر واقعی نه توهمی ) هرگز به خود اجازه نمی دادند با پایین دستی ها برخوردهای تحقیرآمیز داشته باشند.


افسوس که انسان خود را از داشتن چنین حکومتی محروم کرده است.