X
تبلیغات
رایتل

ندای خاموش

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید

جمعه 10 مهر‌ماه سال 1388 ساعت 09:57 ب.ظ

تضادها - بخش اول

امروز خیلی اتفاقی داشتم در مورد جنگ های رسانه ای مطلبی می خواندم. آنقدر پیچیدگی داشت که وحشت آور بود. وحشت اینکه چقدر محتمل است که آدم درگیر بازی هایی شود که اربابان رسانه ها برپا می کنند. اما رسانه ها حتماً به دلیلی اینقدر با اهمیت شده اند و البته تنها رسانه ها اینطور نیستند.

واقعاً دلیل  یا دلایل جنگ ها و کشمکش های  دنیا چیست؟ چه اهداف و انگیزه هایی وجوددارد  که انسان برای رسیدن به آن اهداف  و با نیروی آن انگیزه ها ، رنج این همه تلاش و کوشش را به جان می خرد؟

بسیاری از اهداف را در دو کلمه توانستم جای دهم : "قدرت" و "ثروت".

کسب قدرت و ثروت راهی است که به ذهن انسان رسیده است تا با آنها حرص رسیدن به بسیاری از تمایلات و خواسته های خود را ارضا کند. اما منابع ثروت و مراکز قدرت محدودند و حرص انسان نامحدود. بنابراین باید به لطایف الحیل متوسل شود تا به این منابع و مراکز دست پیدا کند و دیگران را پس زند. هدف و انگیزه مشخص شد، اما وسیله رسیدن به این اهداف: " هرچه لازم باشد ". علم ، فن آوری ، فرهنگ ، هنر ، دین ، اخلاق و هر چیز دیگری، اگر در قدرتمند تر شدن و ثروتمندتر شدن تاثیرداشته باشد، می تواند و باید به کار گرفته شود یا اگر مزاحمتی ایجاد می کند باید حذف شود.

و اینجا نقطه شروع بسیاری از کشمکش ها و جنگ ها است. قدرت طلبان و ثروت اندوزان جنگ های گرم و سرد و علمی و و رسانه ای و مذهبی و فرهنگی و قومیتی و ... را برپا می کنند تا به اهدافی که گفتیم برسند.

اما آیا تمام انسان ها این انگیزه ها و اهداف را دارند؟

در تاریخ انسان هایی می بینیم که به طرز آشکاری هدفشان کسب ثروت و رسیدن به قدرت نبوده است. اهدافی داشته اند که به طور کلی در فرهنگ های مختلف ارزشمند و انسانی شمرده می شوند. کسانی که برای کرامت انسان و آزادی و عدالت و ... تلاش کرده اند. این گروه همواره مزاحم گروه اول بوده اند.

ابزار گروه اول "هر چیز" است. اما گروه دوم در مقابل این " هر چیز " چه ابزاری دارد؟ آیا این نبرد نابرابر است؟ چرا تا به حال هیچ کدام غالب مطلق نبوده اند؟ و چرا برهم کنش های این گروه ها الگوهایی را نمایان کرده است که باعث شده عده ای حکم به تکرار تاریخ بدهند؟

قصد دارم به تدریج به این سؤال ها بپردازم.